انحلال توانیر قطعی می شود؟
آنچنان که از شواهد پیداست، مدیران ارشد برقی که در وزارت نیرو نشسته اند، تحت تاثیر مدیران آبی این وزارتخانه، به دنبال ایجاد ساختاری مانند صنعت آب هستند. ساختاری که البته پس از گذشت سال ها هنوز هم نمی توان درخصوص کارآمدی آن دیدگاه مثبتی ارائه داد.
 

فرهاد اصغری ممسنی. کارشناس اسبق برق
دوسال گذشته بود که وزارت نیرو در اقدامی نابهنگام و در آخرین ساعت های کاری باقی مانده از سال 93، مصوبه تشکیل شرکت مادر تخصصی تولید برق حرارتی را از دولت گرفت و 7 ماه بعد رسماً تشکیل شد و اکنون نزدیک به دوسال است که کلیه امور مربوط به نیروگاه های حرارتی کشور را در دست دارد.
اما شنیده ها حاکی از آن است که وزارت نیرو به دنبال اقدام دیگری برای جداسازی بخش توزیع از بدنه توانیر و تشکیل شرکتی ویژه برای اداره امور توزیع است.
از آنجا که براساس قانون باید 20 درصد از نیروگاه ها و خطوط انتقال کشور برای همیشه دولتی باقی بماند، آنچه از شنیده ها و جستجو در سایت های خبری برمی آید، بخش انتقال توانیر باید به صورت مستقل و دولتی اداره شود و از آنجا که شرکت مدیریت شبکه برق ایران به عنوان مغز صنعت برق را نمی توان به بخش خصوصی واگذار کرد، پس احتمال این که این شرکت نیز واگذار شود بسیار ضعیف است.
حال پرسش اینجاست که وزارت نیرو با این تغییرات به دنبال چیست؟
برای پاسخ به این پرسش باید به افکار مدیران تصمیم گیر در این زمینه پی برد. آنچنان که از شواهد پیداست، مدیران ارشد برقی که در وزارت نیرو نشسته اند، تحت تاثیر مدیران آبی این وزارتخانه، به دنبال ایجاد ساختاری مانند صنعت آب هستند.
ساختاری که البته پس از گذشت سال ها هنوز هم نمی توان درخصوص کارآمدی آن دیدگاه مثبتی ارائه داد.
در این فقره شرایط برق شباهت بسیاری به آب دارد.
در آب سد سازی به عهده شرکت آب و نیرو است
مدیریت سدها پس از احداث در اختیار شرکت مدیریت منابع است . احداث شبکه های پایین دست سدها و مدیریت آب در بخش کشاورزی به عهده وزارت جهاد و کشاورزی است و در ادامه نیز اجرای سیستم های آب و فاضلاب شهری وروستایی تحت مسئولیت شرکت آب و فاضلاب کشور قرار دارد.
در برق نیز در صورت ادامه روند تقسیم توانیر، شرایطی مشابه حکمفرما خواهد بود چرا که اکنون مدیریت ساخت و بهره برداری از نیروگاه ها به عهده شرکت مادر تخصصی تولید برق حرارتی است و در صورت تقسیم توانیر، مدیریت بخش توزیع به شرکت مادر تخصصی توزیع واگذار خواهد شد و مدیریت انتقال آن نیز به شرکتی به همین عنوان یا به شرکتی از طریق ادغام بخش انتقال با شرکت مدیریت شبکه برق ایران سپرده خواهد شد.
از سویی دیگر بخش تولید به دلیل دریافت انواع سوخت مورد نیاز نیروگاه های خود، ارتباط تنگاتنگی با وزارت نفت دارد.
حال با این مقایسه، می توان با قطعیت بیشتری در خصوص علل تقسیم بزرگترین و قدیمی ترین شرکت برقی کشور، از مسئولان امر پرس وجو کرد.
نقبی برتاریخچه توانیر
در سال 1279 هجري شمسي يك موتور برق 12 اسبي 110 ولت از خارج از كشور خريداري و در “بالا خيابان مشهد” نصب شد تا براي روشنايي حرم مطهر حضرت‌ امام‌رضا(ع) مورد استفاده قرار گيرد. اما اولين مجوز تاسيس يك كارخانه برق در كشور به يك بازرگان ايراني به نام حاج‌حسين آقا امين‌الضرب داده شد . حاج امين‌الضرب اقدام به تاسيس اولين كارخانه برق عمومي در تهران كرد. تهران تا سال 1283 هـ.ش فاقد برق بود. از اين زمان به بعد چند خيابان عمده تهران داراي برق شدند
در اين هنگام شهرداري تهران مسووليت تهيه، نصب ،‌تعمير و نگهداري تأسيسات مربوط به روشنايي معابر را برعهده داشت و به اين منظور در شهرداري تهران واحدي به نام “اداره روشنايي” ايجاد شد.
تا اينكه در سال 1315 با تصويب اساسنامه مؤسسه برق شهرداري تهران،‌اداره روشنايي شهرداري به مؤسسه برق تهران تبديل شد و به عنوان يك مؤسسه مستقل زيرنظر شهرداري به انجام وظايف خود پرداخت.
در واقع تا سال 1341 براي مديريت برق كشور سازمان واحدي وجود نداشت و تصميمات كلان از طريق وزارت كشور و سازمان برنامه و بودجه به شهرداريها و مؤسسات خصوصي يا دولتي متولي برق در شهرستانها ابلاغ و اعمال مي‌شد. با افزايش تقاضا و خارج شدن توليد و مصرف برق از وضعيت محدود منطقه‌اي و بخصوص ايجاد نيروگاههاي آبي در برنامه سوم عمراني كشور كه از مهرماه 1341 به اجرا گذاشته شد، صنعت برق اهميت بيشتري يافت و ايجاد سازمان مستقلي براي توسعه اين صنعت لازم تشخيص داده شد. به اين منظور در دي‌ماه 1341 سازمان برق ايران تأسيس شد.
توسعه سريع صنعت برق فكر ايجاد وزارتخانه‌اي براي تأمين آب و برق موردنياز كشور را ايجاد كرد و برهمين اساس در 22 اسفند 1342 وزارت آب و برق تأسيس شد. در تيرماه 1344 قانون توسعة مؤسسات برق غيردولتي به تصويب مجلسين شوراي ملي و سنا (مجلسين وقت)‌رسيد. همين طور براساس ماده 2 قانون سازمان برق ايران در سال 1346 به وزارت آب و برق اجازه داده شد تا كشور را از نظر تأمين برق،‌بدون الزام به پيروي از تقسيمات كشوري به مناطقي تقسيم و به تدريج نسبت به تأسيس شركتهاي برق منطقه‌اي اقدام كند.
در سال 1348 نيز شركت توانير با مسؤوليت توسعة‌تأسيسات توليد، انتقال و عمده فروشي برق تشكيل شد.
در 28 بهمن 1353 با محول كردن برنامه‌ريزي جامع و هماهنگ‌كردن فعاليت انرژي در سطح كشور به وزارت آب و برق اين وزارت به وزارت‌ نيرو تغيير نام يافت و در همان سال و سال بعد تغييراتي در اساسنامه شركت توانير ايجاد شد. پس از پيروزي انقلاب اسلامي و با شرايط جديدي كه در صنعت برق از نظر كيفي و كمي ايجاد شد مسأله تغييرات در ساختار صنعت برق اهميت ويژه‌اي يافت و سرانجام شركت توانير در مهرماه سال 1374 به سازمان مديريت توليد و انتقال نيروي برق ايران(توانير) تبديل و وظايف و مأموريتهاي معاونت امور برق وزارت نيرو به اين سازمان محول و پست مديرعامل اين سازمان به معاونت امور برق داده شد.
بالاخره در جلسه مورخ 27/9/81 هيئت وزيران بنا به پيشنهاد وزارت نيرو و تأييد سازمان مديريت و برنامه‌ريزي كشور و وزارت امور اقتصادي و دارايي در ساختار شركت توانير تغييراتي ايجاد و اساسنامه آن به نام شركت مادرتخصصي مديريت توليد، انتقال و توزيع نيروي برق ايران (توانير)‌به تصويب رسيد.
سپس در راستای تجدید ساختار صنعت برق ایران به استناد بند (ژ)تبصره (12) قانون بودجه سال 1383 کل کشور شرکت مدیریت شبکه برق ایران در نیمه دوم سال 1383 فعالیت خود را آغاز نمود که در حقیقت بخش جداشده دسیپاچینگ توانیر بود که در ساختمانی در داخل مجموعه توانیر تاسیس و مستقر شدند.
نهایتا در سال 93 نیز این بخش تولید توانیر بود که از آن جدا شد و اکنون و آنگونه که از شواهد برمی آید، در آینده ای نه چندان دور، بازهم بخش های انتقال و توزیع از هم تفکیک و هرکدام شرکتی جداگانه برای خود خواهند شد.

منبع : نیرونیوز

8 فوریه 2017
ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.